شهادت مولاي متقيان تسليت باد
سجاده تو رنگ عبادت دارد
سرچشمه ز انوار ولایت دارد
محراب کند لحظه شماری به رهت
چون هر قدمت بوی شهادت دارد
شهادت جانسوز مولاي متقيان تسليت باد .
.

سجاده تو رنگ عبادت دارد
سرچشمه ز انوار ولایت دارد
محراب کند لحظه شماری به رهت
چون هر قدمت بوی شهادت دارد
شهادت جانسوز مولاي متقيان تسليت باد .
.

قابل توجه دانش آموزان عزيز
نمونه سوالات كليه پايه هاي تحصيلي ( عربي 1 و 2 و 3 )
نوبت اول حداقل از هر كدام دو يا سه نمونه وجود دارد سوالات
پشت سر هم هستند
موفق باشيد
- ترجم العبارات الی الفارسیة : 3 نمره
1/1) اللهم ؛ اجعل غنای فی نفسی و رغبتی فیما عندک.
2/1) لقد ضیعت اموالی وجعلت نفسک شهیرا بین الناس.
3/1) کم من فئة قلیلة غلبت فئة کثیرة باذن الله .
4/1) هو الحبیب الذی ترجی شفاعته لکل هول .
2- ترجم المفردات : الی العربیة: تحمل نمیکنیم : 1 نمره
الی الفارسیة : 1/2) اقترح : 2/2) البسمة : 3/2) اعرضوا :
3- عین الترجمة الصحیحة: 5/1 نمره
1/3) وجد ذلک الرجل مازال یتعبد .
الف) آن مرد را همیشه در حال عبادت می یافت. ب) آن مرد را یافت که همواره عبادت میکرد.
2/3) ارید معلما حاذقا لتربیة اولادی.
الف) معلمی ماهر برای تربیة فرزندانم میخواهم. ب) میخواهم معلم باسوادی برای تربیة پسرانم .
3/3) صافحه باحترام و رحب به .
الف) با او محترمانه دست داد وگفت : خوش آمدی. ب) با احترام با اودست داد و به او خوش آمد گفت.
4- اکمل الترجمة التالیة : 5/1 نمره
1/4) قد حلمنا فیک دوما. ج- ........................درباره تو...................کرده ایم.
2/4) لما انتشر الخبر جاءالناس الی بهلول . ج- ..............آن خبرپخش شد،مردم به سوی بهلول ................0
3/4) ان صبرت ، ادرکت منازل الابرار. ج- اگر.......................به منازل نیکان .....................0
5- ترجم العبارة الی العربیة : (للتعریب) 1 نمره
الف ) رمز موفقیت تودر درس چیست ؟
ب ) کلید فهم ادبیات فارسی، عربی است .
6- صحح الاخطاء فی الترجمة : (( الدهریخلق الابدان و یجدد الآمال )) روزگار بدنها راخلق وآرزو را نو میکند.)) 5/0
نام : عربی دوم انسانی نوبت اول صفحه 2
7- اقرأ النص التالی ثم أجب عن ألاسئلة : 5/1 نمره
« ان اشعة الشمس تحول الماء بخارا یتصاعد فی الجو ، فیکون سحابا هناک، و برودة الجو تحول السحاب الی
نقط ماء فتتساقط علی الارض مطرا ینعش النبات و الحیوان و البشر. »
الأسئلة :
1/7) کیف یکون السحاب ؟
2/7) ماذا تحول السحاب الی الماء ؟
3/7) هل المطر ینعش النبات و الحیوان ؟
8- عین فی العبارات التالیة : هرکدام فقط یک مورد 2 نمره
الف- وعنده مفاتح الغیب لایعلمها الا هو. ب- یساعد المؤمنون الناس .
1) الاسم الآلة : 2) المبتدأ 3) الفاعل(الاسم الظاهر) 4) الفعل المزید
9- اذکر نوع المعارف التی تحتها خط: 1 نمره
الف- شاهد بهلول العمل و ابتسم . ب- لقد نصرکم الله ببدر و انتم اذلة .
10- اجعل الکلمات التی تحتها خط فی مکانها الخاص من حیث الاعراب: 1 نمره
1/10) کن صدیق المسکین و انصراخاک و جالس الصالحین واجتنب السیئات فی الدنیا .
المعرب بـالاعراب: الاصلی: الفرعی التقدیری
11- شکل الکلمات التی تحتها خط: ( کلمات تعیین شده را فقط حرکت گذاری کنید ) 1 نمره
1/11) نطمع ان یدخلنا ربنا مع القوم الصالحین .
2/11) هو اظلم الحکام . سود الله وجهه و ادخله النار.
12- انتخب الصحیح للفراغات : 2 نمره
1/12) المؤمنون ............... خالقهم علی کل حال. ( ینصرن - یشکرون – ینصرین – یشکران )
2/12) لن ..............من یطلب الراحة فی الحیاة. ( یفلحُ - یفلحْ - یفلحَ -یفلحِ)
3/12) استضعف ................قومه فاطاعوه . ( فرعونْ – فرعونُ – فرعونٌ –فرعونَ )
4/12) الطالبان یسبحـ...ن فی النهر. ( ا - و - یـ )
او گونکه ایلدی رحلت رسول عالمیان******* اولوبدو محشر خاتون حشراو گونده عیان
قویوبدو یرده پیمبر جنازه سین امت************سقیفیه یغشوب اول گروه بد فطرت
اولوبلا جاه وجلال جهانه چون مایل********* ایدوبله باطلی حق ،حقی ایتدیلر باطل
دوشوب ایکی لیک او گوندن میان اسلامه******که پتمیوبدو هنوز او ایکی الیک اتمامه
همین ایکی لیگلن او گروه بدپیشه********** ویروبله ریشه اسلامه بیر بویوک تیشه
همین سقیفه ده که ظلم ایچون اولان شورا**********الوب مقدمه ظلم روز عاشورا
او ظلملرکه ایدوب کربلاده اهل دمشق********* آلوبلا ثانی ملعونیدن اولار سرمشق
علی یوزینه قلج چکمسیدی گر ثانی**********شهید ایدردی نجه شمر عزیز زهرانی
بتوله دشمن دین ورماسیدی گر سیلی******سکینه نون یوی اولمازدی سیلیدن نیلی
علینون حقنی غصب ایتمسیدی قوم دنی*******اسیر اولوردی نجه عترت شه مدنی
بتولی دشمن اگر ورماسیدی جراتلن***********وراردی زینبی شمر لعین نه قدرتلن
بتول درگهی ظلمیله یانماسیدی ،یقین*******خیام زینبی یا ندور مازیدی شمر لعین
او باب علمه لگد ورماسیدی گر دشمن******یارالی سینیه چخمازدی شمر ذالجوشن
او گون قابور قالا ری سنماسیدی زهرانون** یارالی سینه سی سنمازدی شاه بطحانون
ستمله محسن زهرا گر اولماسیدی شهید******* جفای حرمله اولمازدی کربلاده پدید
چکلمسیدی علی بیعته آچوق باشیلان***حسین باشی یارالانمازدی نیزه ده داشیلان
علینون حقی گیدوب قلبی یانما سیدی اگر** حسین تشنه لبون قلبی اوخلاناردی مگر
علی نی خانه نشین ائتمسیدی قوم تباه********یقین خرابه نشین اولمازیدی آل الله
پیمبر امرینه گر امت ایلسیدی وفا ********** حسین دوداقلارینا دگمزیدی چوب جفا
نه ظلملرکه گوریب «ناصر » اهل بیت نبی **** سقیفه بیعتیدور اول جفالرون سببی
داریوش مصلح مدیر وبلاگ لبیک یا محمد رسول الله
زینبیم گل گور نئجه رنگیم سولوب پوزقوندی حالیم
اوز ائویمده ظلمیله وئردی منه زهر اوز عیالیم
گلوب شور و شینه خبر وئر حسینه
مرغ حقّم بال و پر چالاّم باجی؛ غملی قفسده
رحمسیز صیّادیم امّا غرق اولوب شوق و هوسده
سسله قارداشیم حسینی تا گوروم، بو صون نفسده
چوخ سوزوم دیلده اونا واردی یئتیشدی ارتحالیم
من گلِ سبز گلستان رسول مصطفایم
میوه ی قلب بتول و نور چشم مرتضایم
عالم غربتده مشهورم امام مجتبایم
قانه دونموش قلبیده، آلله بیلور چوخدور ملالیم
گل اوزون، اول غمگساریم ای باجی بو غم چاغیمدا
لاله لر آیینه دی احوالیمه غربت باغیندا
آهولار آغلار منه درد و غم و محنت داغیندا
دای داغیلدی جعده نین جور و جفاسیندن جلالیم
صرصر غم، غصّه اسدی بو گوزل گلزاره باجی
دءوز غم هجره بلالی باشیوه سال قاره باجی
سویله گلسین آل هاشم آخرین دیداره باجی
آیریلیق گلدی اور، محشر گونی، وقت وصالیم
من دئمم سن خضریله الیاسی زینب سسله گلسین
گلشن غمدن گلِ احساسی زینب سسله گلسین
گوگلوم ایستور قارداشیم عبّاسی زینب سسله گلسین
گر چه صبر ائتمز منی گورسه بئله اُول مه جمالیم
توکمه بو گوز یاشیوی رخساریوه، ساخلا حسینه
چکمه آه آتشین چکسونده دیل داغلا حسینه
آغلاما باجی منه گر آغلاسون آغلا حسینه
آغلورام منده اونا گور نه آخور اشک زلالیم
آرزو ایلر اولا «سید بشیر» مهمان بقیعه
مرغ روحی پر آچار زوّار اولار هر آن بقیعه
نوحه سین بهزاد اوخور، سویلر اولوم قربان بقیعه *
گلشن عشقیمده اولموش بلبل شیرین مقالیم
نوحه امام رضا
فلهکین جفاسی هرگیز، یئتیشهن دگیل تمامه
گلین آغلایاق بوگون بیز، گینه بیر غریب ایمامه
وار اگر صفای قلبون، نظرینده ائت مجسم
گلیب حجرهیه بویوردون، اوْ شههنشه دوْ عالم
گل اباصلت ائیله ایندی، هامی فرش خانهنی جمع
قوری یئرده من وئریم جان، اوْ خۇدای-ی-لاینامه
منه زهر وئردی مأمون، اولورم ائدیم نه چاره؟
جیگریمی زهر کینه، ائلهییبدی پاره- پاره
ائله بیرجه طشت حاضیر، بو غریب دیلفیگاره
نئجه گؤر شراب محنت، گینه چرخ تؤکدو جامه
ائدیب عرض اباصلت اوْندا، اوْ امام ائنس و جانه
گتیریر سنین بو حالون، من زاری چوْخ فغانه
سنه من فدا باخیرسان، نییه چوْخ اوْیان بویانه
دئدی گؤزلیرهم کی اوغلوم، گله تا یئتم مراده
بو سوزی بویوردی گوردیم ، اوْ زامان من جیگرخون
گلی بیر نجیب سید، ولی چوْخ ملول وْ محزون
یئتیشیب آتا بالایه، اوْلوب حالهتی دیگرگون
دوشر اوْندا گؤر نه حاله، یئتیشه امام امامه
بلی بو امامی مأمون، ائلهدی سیتمله مسموم
بو غم اهلی عالمینی، ائلهدی ملول و مغموم
گینه دوشدی شیعه یاده، اوْ غریب حسین مظلوم
بو شهنشهین یئتیشمز غم و محنتی تمامه
| اعياد شعبانيه بر عموم شيفتگان مباركباد |

ولادت باسعادت مولای عاشقان،
امیر مؤمنان،
علی علیه السلام، و روز پدر مبارک باد.
*****************
در
بیابان طلب یک العطش گوی تو خضر
در حریم قدس یک پروانه ات روح الامین
موجه ای از ریگ صحرایت صراط المستقیم
رشته ای از تار و پود جامه ات حبل المتین
بهترین خلق بعد از بهترین انبیا
ابن عم مصطفی داماد خیرالمرسلین
نقطه ی بسم اللهی فرقان موجودات را
در سواد توست علم اولین و آخرین
چون لباس کعبه بر اندام بت، زیبنده نیست
جز تو بر شخص دگر نام امیرالمؤمنین
صائب تبریزی
میلاد پیامبراکرم(ص) و امام صادق(ع) بر مسلمانان و شيعيان مبارك
عترت آمد از آیینه ام
کیست در غار حرای سینه ام
رگ رگم پیغام احمد می دهد
سینه ام بوی محمد می دهد
ای ششم پیشوای اهل ولا
خلق را رهبری به دین هدی
پای تا سر خدا نمایی تو
هم ز سر تا بپای صدق و صفا






در سال یازدهم هجرت رسول اکرم (ص) در آخرین سفرحج (در عرفه)، در مکه و در غدیرخم، در مدینه قبل از بیمارى و بعد از آن در جمع یاران و یا در ضمن سخنرانى عمومى، با صراحت و بدون هیچ ابهام، از رحلت خود خبر داد. چنان که قرآن رهروان رسول خدا (ص) را آگاه ساخته بود که پیامبر هم در نیاز به خوراک و پوشاک و ازدواج و وقوع بیمارى و پیرى مانند دیگر افراد بشر است و همانند آنان خواهد مرد. پیامبر اکرم (ص) یک ماه قبل از رحلت فرمود: «فراق نزدیک شده و بازگشت به سوى خداوند است. نزدیک است فراخوانده شوم و دعوت حق را اجابت نمایم و من دو چیز گران در میان شما مى گذارم و مىروم: کتاب خدا و عترتم، و خداوند لطیف و آگاه به من خبر داد که این دو هرگز از یکدیگر جدا نشوند تا کنار حوض کوثر برمن وارد شوند. پس خوب بیندیشید چگونه با آن دو رفتار خواهید نمود».
در حجهالوداع در هنگام رمى جمرات فرمود: «مناسک خود را از من فرا گیرید، شاید بعد از امسال دیگر به حج نیایم و هرگز مرا دیگر در این جایگاه نخواهید دید».
روزى به آن حضرت خبر دادند که مردم از وقوع مرگ شما اندوهگین و نگرانند. پیامبر در حالى که به فضل بن عباس و على بنابىطالب (ع) تکیه داده بود به سوى مسجد رهسپار گردید و پس از درود و سپاس پروردگار، فرمود: «به من خبر داده اند شما از مرگ پیامبر خود در هراس هستید. آیا پیش از من، پیامبرى بوده است که جاودان باشد؟! آگاه باشید، من به رحمت پروردگار خود خواهم پیوست و شما نیز به رحمت پروردگار خود ملحق خواهید شد».
روزی دیگر پیامبر (ص) با کمک علی (ع) و جمعی از یاران خود به قبرستان بقیع رفت و برای مردگان طلب آمرزش کرد . سپس رو به علی (ع) کرد و فرمود: «کلید گنجهای ابدی دنیا و زندگی ابدی در آن، در اختیار من گذارده شده و بین زندگی در دنیا و لقای خداوند مخیر شدهام، ولی من ملاقات با پروردگار و بهشت الهی را ترجیح داده ام».
در چند روز آخر از زندگى رسول اکرم (ص) آن بزرگوار در مسجد پس از انجام نماز صبح فرمود:
«اى مردم! آتش فتنهها شعله ور گردیده و فتنهها همچون پارههاى امواج تاریک شب روى آورده است. من در روز رستاخیز پیشاپیش شما هستم و شما در حوض کوثر بر من در می آئید. آگاه باشید که من درباره ثقلین از شما می پرسم، پس بنگرید چگونه پس از من درباره آن دو رفتار میکنید، زیرا که خدای لطیف و خبیر مرا آگاه ساخته که آن دو از هم جدا نمی شوند تا مرا دیدار کنند. آگاه باشید که من آن دو را در میان شما به جای نهادم ( کتاب خدا و اهل بیتم ). بر ایشان پیشی نگیرید که از هم پاشیده و پراکنده خواهید شد و درباره آنان کوتاهی نکنید که به هلاکت میرسید».
آنگاه پیامبر (ص) با زحمت به سوی خانه اش به راه افتاد. مردم با چشمانی اشک آلود آخرین فرستاده الهی را بدرقه می کردند. در آخرین روزها پیامبر به علی (ع) وصیت نمود که او را غسل و کفن کند و بر او نماز بگزارد. علی (ع) که جانش با جان پیامبر آمیخته بود، پاسخ داد: «ای رسول خدا، میترسم طاقت این کار را نداشته باشم».
پیامبر (ص) علی (ع) را به خود نزدیک کرد. آنگاه انگشترش را به او داد تا در دستش کند. سپس شمشیر، زره و سایر وسایل جنگی خود را خواست و همه آنها را به علی سپرد.
فردای آن روز بیماری پیامبر (ص) شدت یافت اما او در همین حال نیز اطرافیان خود را درباره حقوق مردم و توجه به مردم سفارش می کرد. سپس به حاضران فرمود: «برادر و دوستم را بخواهید به اینجا بیاید».
ام سلمه، همسر پیامبر گفت: «علی را بگویید بیاید. زیرا منظور پیامبر جز او کس دیگری نیست».
هنگامی که علی (ع) آمد، پیامبر به او اشاره کرد که نزدیک شود. آنگاه علی (ع) را در آغوش گرفت و مدتی طولانی با او راز گفت تا آنکه از حال رفت و بیهوش شد. با مشاهده این وضع، نوادههای پیامبر (ص) حسن و حسین (ع) به شدت گریستند و خود را روی بدن رسول خدا افکندند. علی (ع) خواست آن دو را از پیامبر (ص) جدا کند. پیامبر (ص) به هوش آمد و فرمود: «علی جان آن دو را واگذار تا ببویم و آنها نیز مرا ببویند، آن دو از من بهره گیرند و من از آنها بهره گیرم».
سرانجام پیامبر (ص) هنگامی که سرش بر دامان علی (ع) بود، جان به جان آفرین تسلیم کرد.

فرا رسيدن اربعين حسيني بر عزاداران آن امام تسليت باد.
گوزون اچ ای قارداش قوناقون وار یاتما
اوزاق یولدان خسته گلور زوارون
دوه لر اوستونده ویریبلر باش باشه
سنه لای لای دئیلر گوزل قیزلارون
*****
قره معجر باشدا بیر عده زواروک
ننم زهرا مثلی سنه دلبسته
بالاجا قیزلارون سینیق محمللرده
دوشوبلر طاقتدن اولوبلار خسته
بو گوزل قوشلاری گیدنده شاماته
وروبلار یوللاردا سالوبلار دیلدن
یارالی قمری تک اودور کی ای قارداش
صداسی قیزلارون چیخور اهسته
نه گوزل قبرون وار گوزوم قربان اولسون
عطرلی گوللردن دولوب گلزارون
داغیلوب صحرایه گوزل گوللر مثلی
ئوپوللر تپراقی گلن قیزلارون
اچیلوب قوللاردان اسارت زنجیری
دینده وای قارداش ووران یوخ قمچی
گوزون ایدین اولسون علی اصغر قانین
الوب قاتللردن گلور سردارون
*****
هره بیر قبر اوسته اچوبدور ساچلارین
توکور گوز یاشلارین باتوبلار یاسه
منیم اما قارداش گوزوم اغلور سنسیز
فراتون اوستونده یاتان عباسه
کسیلوب قوللاری گوزین پیکان ئوپدی
اخان اولدوزلار تک قراسی اخدی
بو سوزی هر عاشق اشیتسه هر یرده
یارار باشین من تک گلر احساسه
زینب گلور اما؟ زینب گلور اما باشینا قاره سالوبدی
زینب گلور اما اورگین غملر الوبدی زینب گلور اما ائله بیل چوخ قوجالوبدی
هر دم وئرور اللهی قسم صبر حسینه جان چیخمیا سالم یتیشه قبر حسینه
*****
زینب گلور اما هله بیر کلمه دانیشمور قارداشسیز اونا دنیا بهشت اولسا یاپیشمور
مدتدی کوسوب نهر فراتیله باریشمور حسرتله سووا خیره لنور نیمه نگاهی
سسلور انامون اوغلی سوسوز ئولدی الهی
*****
زینب گلور اما اوجالور ناله دلیندن زینب گلور اما یاپشوب فضه الیندن
مشکل قدم اتسین الینی چکسه بئلیندن الله بو خانم هر یره گئتدی گئجه گئتدی
تندیس حیا شمریله شامه نجه گئتدی زینب گلور اما ائله بیل چوخ سوزی واردی
زهرا قیزیدی قبر حسینده گوزی واردی هر یرده که زینب اولا زهرا اوزی واردی
سسلور الیمی دوت انا دل درده گلوبدی قبری منه گورست گوزیمه پرده گلوبدی
ای شه مظلوم حسین وای وای بی کس مظلوم حسین وای وای
موضوع: قتلگاه
شاعر: لا ادری
ای شه مظلوم حسین وای وای بی کس مظلوم حسین وای وای
گیتدی بو صحراده جلالون سنون
غارت اولوب مال و منالون سنون
قول قولا باغلاندی عیالون سنون
ای شه مظلوم حسین وای وای بی کس مظلوم حسین وای وای
ظلمله بو طایفه اهرمن
قویمادیلار جسموه اولسون کفن
قالدی قوم اوستنده بو عریان بدن
ای شه مظلوم حسین وای وای بی کس مظلوم حسین وای وای
غارته ال تاپدی بو قوم جهول
چوللره یوزقویدی بنات رسول
یوخدور علاجیم ایدرم من قبول
ای شه مظلوم حسین وای وای بی کس مظلوم حسین وای وای
کرب و بلا ملکی سنه عرشیدی
ایستی قوم اوستی قوری یر فرشیدی
زینبون اولسون بو نجه نعشیدی
ای شه مظلوم حسین وای وای بی کس مظلوم حسین وای وای
قانلی باشون نیزده شامه گیدر
آیه قرآنی تلاوت ایدر
شمر عیالون ایلیوب در بدر
ای شه مظلوم حسین وای وای بی کس مظلوم حسین وای وای
شمر ستم پیشه کسوبدور سرون
آتلار ایاقینده قالوب پیکرون
ای آنام اوغلی هانی بس اللرون
ای شه مظلوم حسین وای وای بی کس مظلوم حسین وای وای
قویدولا یالقیز سنی قوم ظلم
ظلمیله القانه بویاندی علم
قوللاری عباسوین اولدی قلم
ای شه مظلوم حسین وای وای بی کس مظلوم حسین وای وای
باشوی خولی آپاروب میهمان
بولمورم هاردا ویره جاقدور مکان
اولمیوب عالمده بیله میزبان
ای شه مظلوم حسین وای وای بی کس مظلوم حسین وای وای
یوخلامادی شانوی قوم لئام
هانسی قوناق بیر گیجه نی باتمام
صبحه کیم
ی دوتدی کول اوسته مقام
ای شه مظلوم حسین وای وای بی کس مظلوم حسین وای وای

نازد به خودش خدا که حيدر دارد
درياي فضائلي مطهر دارد
همتاي علي نخواهد آمد والله
صد بار اگر کعبه ترک بردارد
عيد غدير خم مبارک باد.

ماجرای 40 سوال مشکل ابوحنیفه از امام صادق (ع)
از نظر فکری و فرهنگی دوره امام صادق (ع) عصر جنبش بود؛ یعنی شور و شوق علمی بیمانندی در آن زمان در جامعه اسلامی پدید آمد.
به گزارش سرویس دین و اندیشه خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا)، یکی از ویژگیهای برجسته دوران امامت امام صادق(ع) شکوفایی علم و دانش است به طوری که وقتی اسم مبارک آن حضرت برده میشود بدون تردید واژههایی همچون علم و دانش و شور و شوق علمی هم خود به خود مطرح میشود. نشانههای فراوانی برای عظمت علمی امام صادق (ع) وجود دارد و بزرگی او را فقیهان و دانشمندان بزرگ تشیع و اهل سنت میپذیرند و در برابر عظمت علمی آن حضرت سر تعظیم فرود میآورند و برتری علمیاش را میستایند.
ماجرای 40 سوال مشکل ابوحنیفه از امام صادق (ع)
یکی از ادله روشن بر قدرت علمی و تواناییهای استدلالی امام صادق(ع) که آن را از اجداد طاهرینش به ارث بردهاند جریان 40 سوال مشکل ابوحنیفه از ایشان است که آن حضرت به تمام این سوالات پاسخ میدهند.
«ابوحنیفه» پیشوای فرقه «حنفی» میگفت: «من دانشمندتر از جعفر بن محمد ندیدهام» و میافزود: روزی منصور دوانیقی جعفر بن محمد را احضار کرده بود مرا خواست و گفت: «مردم شیفته جعفر بن محمد شدهاند. برای محکوم ساختن او مسایل مشکل فراهم کن». من 40 مسئله مشکل آماده کردم. منصور در «حیره» بود و مرا فراخواند. به مجلس وی رفتم و دیدم جعفر بن محمد در سمت راست او نشسته است. هنگامی که چشمم به او افتاد عظمت او به اندازهای در من تأثیر گذاشت که از دیدن منصور چنین تأثیر نپذیرفتم. سلام کردم و با اشاره منصور نشستم.
منصور رو به وی کرد و گفت: «این ابوحنیفه است». او پاسخ داد: «بلی میشناسمش». سپس منصور رو به من کرد و گفت: «ای ابوحنیفه! مسائل خود را با ابوعبدالله (جعفر بن محمد) در میان بگذار». مسایل را مطرح کردم. هر مسئلهای میپرسیدم او پاسخ میداد: «عقیده شما در این باره چنین و عقیده اهل مدینه چنان و عقیده ما چنین است و..» او در برخی از مسائل با نظر ما موافق و در برخی دیگر از آنها با اهل مدینه موافق و گاهی با هر دو گروه مخالف بود. 40 مسئله را مطرح کردم و او همه را پاسخ گفت. «ابوحنیفه» به اینجا که رسید با اشاره به امام صادق (ع) گفت: «دانشمندترین مردم آگاهترین آنان به اختلاف مردم در فتاوا و مسائل فقهی است».
همچنین «مالک» پیشوای مذهب فرقه مالکی میگفت: مدتی نزد جعفر بن محمد رفت و آمد میکردم و او را همواره در یکی از این سه حال میدیدم: نماز خواندن، روزهداری و قرآن خواندن. هرگز ندیدم که او بدون وضو حدیث نقل کند. برتر از جعفر بن محمد در علم و عبادت و پرهیزگاری هیچ چشمی ندیده و هیچ گوشی نشنیده و به قلب هیچ بشری خطور نکرده است.
«شیخ مفید» مینویسد: به اندازهای علوم از آن حضرت نقل شده که زبانزد مردم گشته و آوازه آن همه جا پخش شده و از هیچ یک از افراد خاندان او به اندازه او علم و دانش نقل نشده است.
«ابن حجر هیتمی» مینویسد: به اندازهای علوم از او نقل شده که زبانزد مردم گشته و آوازه آن همه جا پخش شده است و بزرگترین پیشوایان فقه و حدیث مانند: یحیی بن سعید، ابن جریح، مالک، سفیان ثوری، سفیان بن عیینه، ابوحنیفه، شعبه و ایوب سجستانی از او روایت کردهاند. «ابوبحر جاحظ» از دانشمندان شهیر قرن سوم هجری قمری میگوید: جعفر بن محمد کسی است که علم و دانش او جهان را پر کرده است و گفته میشود که ابوحنیفه و سفیان ثوری از شاگردان اویند و شاگردی این دو برای اثبات عظمت علمی او بس است.
منبع : ايسنا
یک درخت میلیونها چوب کبریت را میسازد اما وقتی زمانش برسد فقط یک چوب کبریت برای سوزاندنه یک جنگل کافیست....
پس خوب باشید و خوبی کنید..

ز خون فرق حیدر دامن محراب گلگون شدبه خاک افتاد از بیداد نخلى بارور امشب
در آن شب قدری که قدرش را نمی دیددست شقاوت تیغه ای از کینه ها داشتدر سجده افتاد آفتاب و ذکر می گفتدر زیر لب فزت برب الکعبه را داشت." شهادت امام علی (ع) تسلیت باد "در برج ولامهر جهان تاب علی (ع) استدر شهر علوم نبی باب علی(ع) استاز اول خلقت بشر تا امروزمظلوم ترین شهید محراب علی (ع) است.ناله کن اى دل به عزاى على (ع)گریه کن اى دیده براى على (ع)پیش حسین و حسن و زیبنین (ع)خون چکد از فرق هماى على…شد کشته به محراب عبادت حیدرهر دیده به حال مرتضی می گریدبـا گفتن قد قتل ز جبریل امیندر خلد برین خیر نساء می گرید…ای خدا شیعه دلش محزون استاز غم عشق علی مجنون استاین همان ماتم عظمی باشدسحر آخر مولا باشد…دنیای دنی جای کسی همچو علی نیستآغشت به خون روی جهانتاب علی راتا رد نکند خالق او خواهش او راز آن رنگ شهادت زده محراب علی رابه شهر کوفه در محراب طاعتعلی شد کشته در حال عبادتز پـور ملجم مردود کافربخون شد غوطه ور ساقی کوثربا آنکه امید همه هستی تو علی (ع)بر عرش خدا قائمه هستی تو علی (ع)آنقدر غریبی که خدا می داندمظلوم تر از فاطمه (س) هستی تو علی (ع)دل را ز شرار عشق سوزاند علی (ع)یک عمر غریب شهر خود ماند علی (ع)وقتی که شکافت فرق او در محرابگفتند مگر نماز می خواند علی (ع)دانی ز چه رو دیده ما می گریددر ماتم شاه اولیا می گریدتنها ز غمش اهل زمین گریان نیستعیسی بفلک از این عزا می گریدکو، آن که بردوشش کشاند در دل شبقوت یتیم و دردمند و زار و مضطراز ماتم جانکاه او هر رادمردىدست مصیبت مى زند بر سینه و سرحق الناس تنها موضوعی است که در قیامت با شفاعت هم حل نمی شودآنچه از من بر دل داری در این شب قدر ببخش . . .قدر باران رحمتی است که در جویبارِ هر فرد و هر جمع به اندازه او جاری می شودخدایا در شب قدر هر چه خیر نصیب اولیائت می کنی نصیب ما نیز بگردان . . ." آمین "آمد وتقدیر وسرنوشتسرخوش دلی که به بنامش خطی نوشتسالی گذشت! مرکب عمرم کجارود؟دوزخ مکان ومقصد من گشته یابهشت؟به امید برآورده شدن حاجاتشب قدر، لالهای شکفته در کویر شبهای عادی سال استآی فقیران غنی کجایید که شب های قدر آمده است؟دانسته یا ندانسته حقوقی بر گردن هم داریمکه کفه سنگین اشتباهات آن به سمت من استامشب شب بخشش استمن از حقوق نداشته خود بر همه دوستان و عزیزانم گذشتماز شما می خواهم از من بگذرید" التماس دعا "یعنی اینکهخداوند آنقدر عزیزت کند که مایه آرامش دیگری شویآرزوی خوشبختی و سلامتی برای شما دارم" التماس دعا "
دلا معاش چنان کن که گر بلغزد پایفرشته ات به دست دعا نگاه داردغرق گناهم به که روی آورمنامه سیاهم به که روی آورماز غم و غصه شده ام زیر و روغیر خدایم به که روی آورم" التماس دعا "خدایا رمضان ماه مهمانی توستسفره ات هر روزِ سال پهن بودهولی این روزها، پذیرایی ها ویژه استاز خوان گسترده ات چشم و دلی سیر میخواهمشکم سیر را هر روز قبل از رمضان مرحمت نموده ای
اگر قدر شب قدر را بدانی قطعاً قدر خودت را شناخته ایو آنکه قدر خود را شناخت، خویش را ارزشمندترین آیات حق متعال می یابدو بر این آیت الهی شکر می نماید" التماس دعا "شب قدر است و طی شد نامه هجرسلام فیه حتی مطلع الفجردر شب قدر قدر خود را داندر معرفت سخن میرانمهمان توام اى جان زنهار مخسب امشباى جان و دل مهمان زنهار مخسب امشبروى تو چو بدر آمد، امشب شب قدر آمداى شاه همه خوبان زنهار مخسب امشب
شب قدر است بیا قدر بدانیم کمیخانه دل ز گناهان بتکانیم کمیشعله افتاده به ملک دلم از فرط گناهدوست را از دل این شعله بخوانیم کمیاز هول گناهمى کنم بر آسمان شب نگاهاین منم از راه دور افتاده اىرایگان عمر خود از کف داده اىاین منم در دست غفلت ها اسیراى خداى مهربان دستم بگیرخیز اى بنده محروم و گنه کار بیایک شب اى خفته غفلت زده بیدار بیابس شب و روز که در زیر لَحَد خواهى خفتدم غنیمت بشمار امشب و بیدار بیاقدر است و قدر آن بدانیمو جوشن و قرآن بخوانیمبه درگاه خدا غفران و توبهبه شرطی که سر پیمان بمانیمبرای پاکی نفس و سعادتهمیشه بهر خود شیطان برانیمشب تقدیر و ثبت سرنوشت استدعا بر مومن و انسان بخوانیمبرای صیقل روح و روان هابه دل دریائی از ایمان رسانیمبرای اولین مظلوم عالمبسی خون دل از چشمان چکانیمهزاران لعنت و نفرین بسیاربه قاتلهای مولامان رسانیمدراین شب ها تومهدی (عج) را صدا کنچو یوسف غایب است حیران چنانیمدعای اول وآخر ظهور استکه بیش ازاین دراین هجران نمانیممسافر را بگو ایمان قوی دارکه تا وصلی به این دامان امانیم

محرم اسرار علم حي يكتادور علي
بدو خلقتدن قاباق هر علمه دارادور علي
متن لولاك لماده شرح لولادور علي
باء بسم اللهه زينت، نقطه ي بادور علي
جن و انسه كائناته يعني مولادو ر علي
روح بخش بوالبشردور فيض بخش كائنات
هر نبي دوشدي بلايه مرتضي وئردي نجات
خضر پيغمبر بو مولادن آلوب آب حيات
ايلدي يعقوبي بينا يوسفه عزت برات
كون و امكان ايچره هر ممكندن اعلادور علي
روز مـحـشــر پـرسـد ز مـن رب جـلــــــــی
گفت تو غـرق گنـاهی؟ گفتمش یـا رب بلی
گفت پس آتش نمیـگیرد چـرا جـسم و تنـت
گفتمش چون حـک نمودم روی قلبم یا علی
اگر
از افرادی هستید که وب گردی کار اساسی شماست و شب و روز در حال سر زدن به
سایت های مختلف هستید توصیه ما این است که تمام این مقاله را حفظ کنید و
یاد بگیرید زیرا بسیار بسیار برای شما کارامد است.