شعر شهادت علي ( ع )
روا باشد که گردد آسمان زیر و زبر امشب
که شد فرق على شیر خدا شقّ القمر امشب
ز خون فرق حیدر دامن محراب گلگون شدبه خاک افتاد از بیداد نخلى بارور امشب
در آن شب قدری که قدرش را نمی دیددست شقاوت تیغه ای از کینه ها داشتدر سجده افتاد آفتاب و ذکر می گفتدر زیر لب فزت برب الکعبه را داشت." شهادت امام علی (ع) تسلیت باد "در برج ولامهر جهان تاب علی (ع) استدر شهر علوم نبی باب علی(ع) استاز اول خلقت بشر تا امروزمظلوم ترین شهید محراب علی (ع) است.ناله کن اى دل به عزاى على (ع)گریه کن اى دیده براى على (ع)پیش حسین و حسن و زیبنین (ع)خون چکد از فرق هماى على…شد کشته به محراب عبادت حیدرهر دیده به حال مرتضی می گریدبـا گفتن قد قتل ز جبریل امیندر خلد برین خیر نساء می گرید…ای خدا شیعه دلش محزون استاز غم عشق علی مجنون استاین همان ماتم عظمی باشدسحر آخر مولا باشد…دنیای دنی جای کسی همچو علی نیستآغشت به خون روی جهانتاب علی راتا رد نکند خالق او خواهش او راز آن رنگ شهادت زده محراب علی رابه شهر کوفه در محراب طاعتعلی شد کشته در حال عبادتز پـور ملجم مردود کافربخون شد غوطه ور ساقی کوثربا آنکه امید همه هستی تو علی (ع)بر عرش خدا قائمه هستی تو علی (ع)آنقدر غریبی که خدا می داندمظلوم تر از فاطمه (س) هستی تو علی (ع)دل را ز شرار عشق سوزاند علی (ع)یک عمر غریب شهر خود ماند علی (ع)وقتی که شکافت فرق او در محرابگفتند مگر نماز می خواند علی (ع)دانی ز چه رو دیده ما می گریددر ماتم شاه اولیا می گریدتنها ز غمش اهل زمین گریان نیستعیسی بفلک از این عزا می گریدکو، آن که بردوشش کشاند در دل شبقوت یتیم و دردمند و زار و مضطراز ماتم جانکاه او هر رادمردىدست مصیبت مى زند بر سینه و سرحق الناس تنها موضوعی است که در قیامت با شفاعت هم حل نمی شودآنچه از من بر دل داری در این شب قدر ببخش . . .قدر باران رحمتی است که در جویبارِ هر فرد و هر جمع به اندازه او جاری می شودخدایا در شب قدر هر چه خیر نصیب اولیائت می کنی نصیب ما نیز بگردان . . ." آمین "آمد وتقدیر وسرنوشتسرخوش دلی که به بنامش خطی نوشتسالی گذشت! مرکب عمرم کجارود؟دوزخ مکان ومقصد من گشته یابهشت؟به امید برآورده شدن حاجاتشب قدر، لالهای شکفته در کویر شبهای عادی سال استآی فقیران غنی کجایید که شب های قدر آمده است؟دانسته یا ندانسته حقوقی بر گردن هم داریمکه کفه سنگین اشتباهات آن به سمت من استامشب شب بخشش استمن از حقوق نداشته خود بر همه دوستان و عزیزانم گذشتماز شما می خواهم از من بگذرید" التماس دعا "یعنی اینکهخداوند آنقدر عزیزت کند که مایه آرامش دیگری شویآرزوی خوشبختی و سلامتی برای شما دارم" التماس دعا "
دلا معاش چنان کن که گر بلغزد پایفرشته ات به دست دعا نگاه داردغرق گناهم به که روی آورمنامه سیاهم به که روی آورماز غم و غصه شده ام زیر و روغیر خدایم به که روی آورم" التماس دعا "خدایا رمضان ماه مهمانی توستسفره ات هر روزِ سال پهن بودهولی این روزها، پذیرایی ها ویژه استاز خوان گسترده ات چشم و دلی سیر میخواهمشکم سیر را هر روز قبل از رمضان مرحمت نموده ای
اگر قدر شب قدر را بدانی قطعاً قدر خودت را شناخته ایو آنکه قدر خود را شناخت، خویش را ارزشمندترین آیات حق متعال می یابدو بر این آیت الهی شکر می نماید" التماس دعا "شب قدر است و طی شد نامه هجرسلام فیه حتی مطلع الفجردر شب قدر قدر خود را داندر معرفت سخن میرانمهمان توام اى جان زنهار مخسب امشباى جان و دل مهمان زنهار مخسب امشبروى تو چو بدر آمد، امشب شب قدر آمداى شاه همه خوبان زنهار مخسب امشب
شب قدر است بیا قدر بدانیم کمیخانه دل ز گناهان بتکانیم کمیشعله افتاده به ملک دلم از فرط گناهدوست را از دل این شعله بخوانیم کمیاز هول گناهمى کنم بر آسمان شب نگاهاین منم از راه دور افتاده اىرایگان عمر خود از کف داده اىاین منم در دست غفلت ها اسیراى خداى مهربان دستم بگیرخیز اى بنده محروم و گنه کار بیایک شب اى خفته غفلت زده بیدار بیابس شب و روز که در زیر لَحَد خواهى خفتدم غنیمت بشمار امشب و بیدار بیاقدر است و قدر آن بدانیمو جوشن و قرآن بخوانیمبه درگاه خدا غفران و توبهبه شرطی که سر پیمان بمانیمبرای پاکی نفس و سعادتهمیشه بهر خود شیطان برانیمشب تقدیر و ثبت سرنوشت استدعا بر مومن و انسان بخوانیمبرای صیقل روح و روان هابه دل دریائی از ایمان رسانیمبرای اولین مظلوم عالمبسی خون دل از چشمان چکانیمهزاران لعنت و نفرین بسیاربه قاتلهای مولامان رسانیمدراین شب ها تومهدی (عج) را صدا کنچو یوسف غایب است حیران چنانیمدعای اول وآخر ظهور استکه بیش ازاین دراین هجران نمانیممسافر را بگو ایمان قوی دارکه تا وصلی به این دامان امانیم
+ نوشته شده در سه شنبه پانزدهم مرداد ۱۳۹۲ ساعت 13:43 توسط سخندان
|
مشخصات فردی